فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

خلق زیبایی

خلق زیبایی یک گلدان یک مشت خاک یک دانه یک گل برای زیبایی کنار پنجره اتاق کافی است  کلدان خاک دانه آب  یک لیوان آب هم هر روز به اون بدهید تمام دنیا که گلهای  رنگارنگ دارند از همین 4 عدد درست شده تنها فرقش اینه که باد خاکها رو جا به جا میکنه و باران هم به طور طبیعی میباره و حیوانات هم دانه ها رو می ریزند گلدان هم همان زمین هست حالا چرا  در طبیعت این کارها انجام میشه  و باد و خاک و آب و حیوانات اینکارها رو می کنند چون  تنوع باشه و گلهای  رنگارنگی  در همه جهان بوجود بیاد  خلق زیبایی آسان هست خرجی  نداره مانند محبت کردن برای سالم موندن چهره انسانها با دیدن  زیبایی ها  قشنگتر میشه اما راحت هم میشه  خرابش کرد هر جا گل دیدی  خوشت نیومد  لگد بزن و پا رو بزار روی گل و به اون آب نده خشک میشه اونوقت خود آدم هم  آرام آرام خشک و چر.گیده و پزمرده میشه راست میگی کاسه ات رو بیار ماست بگیر..............

تا میخوام باهاش حرف بزنم اون

تا میخوام باهاش حرف بزنم اون خودشو به خواب زده اون مثل روزگار شده  یه روز خوبه یه روز بده  ای دل من ای  دیوونه  بزن بریم از این خونه دستهای خوب ناز اون  میل نوازش  نداره همخونه عشق تو همه دارو ندارمه یه بوسه از لب تو آخرین انتظارمه همخونه ای که زندگی عمرش  فقط 2  روزه  نزار که این دل من در حسرتت بسوزه  برای تو میخونم تو جونمی  عزیزم  هر چی  عشق  توی  دنیاست  به زیر پات میریزم برای خواب معصومانه عشق  کمک کن بستری از گل بسازیم ما هر 2 از یک ایل و تباریم وقتی مارو از گل  سرشتند با ج.هر عشق ما رو نوشتند تو سیب سرخ رو از شاخه چیدی  تو روح امید در من دمیدی....

رنگها نشان از اعتماد بنفس آدمها می دهند

رنگها نشان از اعتماد بنفس آدمها می دهند هر چه  لباس تیره تر و کلاچی ملاچی تر باشه  و رنگهای  تیره فرقی نمیکنه قهوه ای باشه یا قرمز یا زرد قناری یا آبی یا سیاه سیاهتر از سیاه هم دیگه رنگی نیست آدمها زمانی که  سر حال تر هستند و روز  شاد و خوبی  دارند در لباس  پوشیدنشان معلومتره میشه در لباس  تیره پنهان شد لباس خاکستری  پنهان شد تا کسی متوجه  نشه که آدم اعتماد به نفس نداره چون در لباسهای  تیره و مات  دیده نمیشه  کسی به آسمان خاکستری  نگاه نمیکنه اما  وقتی آسمان آبی هست انسان هم به آسمان نگاه می کنه چون آبی تر از همیشه هست و رنگی که  روشن تر و ملایم تر باشه به چشم میاد مانند سبزه زارها اما کمتر بیابان خشک و برلوت به چشم میاد چون بیابان برهوت چیزی برای نشان دادن نداره ولی  دشتهای گلهای رنگارنگ رو همه دوست دارند و نشان از قدرتو اعتماد بنفس  طبیعت

هر شب دعا می کردم یه جایی تو رو تنها ببینم

هر شب دعا می کردم یه جایی تو رو تنها ببینم تا حرفهای دلم رو به تو بزنم حرفهایی که با دقت  گلچین شده بود اما همه از خواهشها و نیازهای   پر از عشق و محبت و دوست داشتن بود بعضی وقتها که خودم تنها می شدم می گفتم خداوند چرا لب رو درست کرد آیا لب فقط برای  غمچه کردن هست و یا برای  بوسیدن هست و یا شاید هم ماتیکهای  رنگارنگ بر لبان بزنند اگر برای بوسیدن هست ... لذت با تو بودن که همه آرزوی من بود یک روز بر آورده شد و اون خدای  مهربان 2 تا  خط موازی رو به هم رسوند و به تو رسیدم اما یک اتفاق افتاد که خیلی  نگران شدم چون یه شب دیدم با دیگری نشستی گفتم خدایا تو هم دل منو شکستی آخه تازه داشتم مثل گل شکوفا می شدم به تو گفتم تو چرا با اون بودی  گفتی  تو هم با دیگری هستی گفتم نیستم گفتی دیدم هستی ولی اون عموی من بود و تو اشتباه می کردی رفتی بی تو دلم پره درده برو دلمو شکستی خدا دل تو رو هم بشکونه که مثل من هر لحظه غم بخوری همین پایان.

از دست تو فریاد مسیر زندگیم کامل تغیر دادی

من برم آهنگ برنادت گوش بدم هر چند قبل از پیدا کردنت همیشه  در گوشه و کنار اینورو اونور دنبالت می گشتم ولی  تا زمانی که ندیده بودمت تنها در رویای من زندگی کنی  نمیشه نمیتونم فراموشت کنم نیرویی ماورای  طبیعی میخواد چه لحظه ای بود در آن غروب که یک جفت چشم زیبا با چشمم گره خورد و همان لحظه با هم دوست و آشنا شدیم احاس می کردم 2 تا بال  در آوردم نمی دونستم سرنوشت از این لحظه یک جور دیگر رقم میخوره حیف که تمام آن شادی ها و خوشی ها  خیلی کم دوام داشت هنوز هستی اما تو رو دیدم با دیگری از دست تو فریاد هر کس میبینی  دلی و دلداری  داره پریشون بشی ای دل الهی خون بشی ای دل به دنبال خودت منو به هر سویی کشوندی  عاشق  شدی  اما  خودت رو به مقصود نرسوندی  هرکی  مونس  و غم خواری  داره  به جز  دل  بیچاره من ای  دل  دلبر دلداری داره ای  دل  عاشقی آغاز نکن  خواهش پرواز نکن  طاقت بیداری نداری کاش هرگز نمی دیدم تو را تو رو دیدم با دیگری برو عزیزم بر خوش باش با اون ولی سعی کن با اون بمونی و دل اونو نشکن نمیتونم تو رو همصدام بخونم گفتم تو رو دیدم با دیگری گفتی  میخوام از زندگیم لذت ببرم برو برو برو لذت ببر چقدر سخته خدایا چقدر سخته من برم آهنگ برنادت گوش بدم    همین پایان.