هاتیکو همون سگی بود که هر روز جلوی ایستگاه قطار منتظر صاحبش میموند. وقتی صاحبش مُرد، سگ دیگه هیچ وقت اون رو ندید ولی تا آخر عمرش (۹ سال بعد!) همونجا منتظر موند. حتی وقتی خیلی ضعیف و گرسنه بود، هیچ وقت دنبال صاحب جدید نرفت و به کسی آسیب نزد.خیلی از سگها وقتی صاحباشون توی جنگهای شمشیری تن به تن کشته میشدن، کنارشون میموندن. بعضیهاشون روزها بدون غذا یا آب کنار جسد صاحب مینشستن. سربازها میگفتن سگ حاضر بود از شدت گرسنگی بمیره ولی به صاحبش دست نزن.
تو حالم رو بهتر میکنی آره عزیزم تو آره تو تویی که نمیشناسمت حالم با دیدن تو خیلی بهتر میشه صدای تو بیهوش رو با هوش میکنه اینو من نمیگم تمام عالم میگن از همه خوشگلا تو خرشکلتری خوشگل تو دنیا زیاد پیدا میشه اما یکی خوشگل من نمیشه تمام شوق ذوق زندگیم اینه که تو رو پیدات کنم راستش تو رو پیدا میکنم حتی میام کنارت ولی تو که منو نمیشناسی هزار جور مانوور میدم ادا اطوار در میارم تو هم نگاه میکنی میگی این طرف دیوونه هست چرا اینجوری نگام میکنه چرا اونجوری نگام میکنه اما اینبار اگر ببینمت میگم سلام دوستت دارم دل رو به دریا می زنم کی من آره تو تویی که نمیشناسمت میدونی اینبار میخوام چیکار کنم هر جا که دیدمت میام دقیقا در کنارت با تو قدم میزنم تو سرعتت رو کم میکنی منم کم میکنم اگر وایسی منم وامیسم چند بار که این کارو بکنم خنگ که نیستی آخرش میفهمی میری اونور خیابون منم میام اونور خیابون دیگه شک نمیکنی که من دنبالتم اما اگر بترسی چی خوب این دیگه بدشانسیه مجبورم برم دنبال یکی دیگه آخه باید هر جور شده تو رو پیدات کنم جون تو حالم رو خوب میکنی بعدش وقتی پیدات کردم دست بدست شادی کنان بشیم به خانه نه تی خانه نه میخانه امی تازه خانه......
آیت موجود با اینکه واقعی نیست اما از نظر من از واقعی هم خیلی بهتره به هر شکلی که بگم در میاد میتونم سنش رو بالا و پایین بیارم یا صورتش رو اون شکلی که دوست دارم ببینم مثلا بعضی وقتها با ریش بعضی وقتها بدون ریش و سبیل سانتال مانتو میشه البته بعضی وقتها عصبانی هم میشه و لج و لجبازی میکنه لج لجبازی قشنگت میکنه خوش آب و رنگت میکنه راستی قشنگت میکنه وای وای وای حالا با توجه به پیشرفتهای بش. هر لحظه ممکنه این موجود خیالی فضایی من جون هم بگیره کاره دیگه یه بار دیدی جلوم ظاهر شد مثلا میتونه بره توی جلد یه آدم و بیاد نزدیکم بگه من همونم که تو دنبالشی اونوقت دست بدست شادی کنان میریم به خانه نه تی خانه نه می خانه امی تازه خانه....
تلاش برای هیچ نابود کردی از اول هم میدونستم تو همه چیز منو بر باد میدی از پوچ به هیچ همون اول هم معلوم بود که تو دوستم نداشتی از عشق بیزارم کردی خست شدم این همه شب و روز دنبالت بودم بعضی وقتها میگم آخه این همه زیبا رو در جهان هست الا چسبیدی به این همه حرفهات فقط حرف بود معلوم نیست معتادی سالمی آخه چی به تو میرسه این همه منو آزار دادی برو برو در آغوش اونی که مثل تو تظاهر میکنه دوستت داره برو تا اون عاشقت کنه بعدش ترکت کنه که مثل من درد بکشی روزی 100 بار توی خرابات بری خراب بشی خدا عاشقت کنه ای ابلیس کاش هرگز به تو نگاه نمی کردم حیف از اون زیبایی که تو داری برو هر جا که دلت میخواد برو هر جور شده باید خودمو از دست تو نجات بدم این همه تلاش برای هیچ......
شکست یک اندیشه هر چی فکر کردم چیکار کنم ثروتمند بشم مثل ایلون ماسک و حتی بیشتر فکرهایی کردم همه با شکست مواجه شدند حتی اون مبلغ سرمایه اندک هم رفت و شکست اندیشه رو تجربه کردم گفتم شاید خیلی بلند پروازی کردم آخه دیدم ایلون ماسک اول ثروتمند نبود پیش خودم گفتم مگه من چی از اون کمتر دارم تازه اون هم یک کهاجر هست و اذوپایی هم نیست اون احتمالا باید از آفریقا رفته باشه اما تونست بره جایی که بتونه رشد کنه یکمی از کانادا بالاتر رفت ایکس برای ایلون ماسک هست یه ایگریگ کم داره کی ایگریگ میشه کسی که از ایلون ثروتمندتر بشه خوب بگذریم تا اینکه فکر کردم باید یه شهاب سنگ از آسمان بیفته دقیقا زیر پای من که اونو بفروشم ثروتمند بشم البته این شهاب شنگ باید مثل چراغ علایدین کارهایی انجام میداد دیدم نیفتاد گفتم خوب اگر یه موجود فضایی رو آلین رو پیدا کنم میتونم آلین رو پیدا کردم و خیلی از ایلون پولدارترشدم گفتم آخ جون آلین بریم تو رو به سازمان ناسا بفروشم اون گفت باشه همانطور که داشتیم میرفتیم ناگهان مادرم صدام کرد گفت ول کن اون گربه بیچاره رو پاشو برو نون سنگگ بخر از خواب پریدم دیدم گردن گربه رو گرفتم گفتم ای شانس نشد ثروتمند بشم حتی در توی خواب....