چارلی چاپلین فمررنمیکنم الان زنده باشه اون یک آدم اروپایی بود دقیقا نمیدونم لندنی بود یا استانبول ترکیه ولی به احتمال زیاد همون انگلیس بود و احتمال خیلی کم اهل فرانسه مارسی بود هاروارد به احتمال زیاد اهل آمریکا بود و محل تولدش رو نمی دونم نورمن ویزدم شاید اهل آنکارا باشه خنده داره خنده داره دنیا این چه رسم روزگاره بیا که بخندیم دنیای من بخنو بخندیم زیبای من فیلمهای چارلی بیشتر سیاه سفید هستند این نشون میده اگر الان زنده باشه حتما ۸۰ سال داره یه دوستی داست به نام استانلی یا استالین یا استنلی اما سرشو میخاروند هم خنگ بود هم پیشرفته هر ۲ تا حالت رو داست ایران هم کمدین داشت اما الان دیگه بازی نمیکنند بنام صمد آقا یه فیلم هم دیده بودم خارجی بود به نام ۳ کله پوک آدم بایدن با دیدن این فیلمها بع آرامش می رسید و همه بعد از دیدن این فیلمها شاد میشدند آهان یادم اومد اسمش ایستان بود ...
خنده داره خنده داره دنیا این چه رسم روزگاره گربه رو هر چی صدا می زنم و میگم کجایی بیا غذا بخور ژیگولو نمیشنوه در حالی که میبینم نزدیکم روی یک پارچه قدیمی دراز کشیده و خودشو به خواب زده حاضر هم نیسا جای گرم و نرمش رو ترک کنه تازه فهمیدم گربه ها وقتی می خوابند با مرده فرقی نمیکنند اما اگر یه جارو یا چیزی به جونشون بخوره فوری میان از خواب بیرون خلاصه دیدم خوابیده و بیدار نمیشه گذاشتم بخوابه نیزار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است بخواب گربه نازم گربه ها هم فهمیدن خواب یه چیز دیگه هست خنده داره خنده داره دنیا این چه رسم روزگاره.......
برای اینکه بتونم زودتر به مقصدم برسم راه میانبر رو رفتم که راه رو کوتاه کنم اما در اخرای راه ۱۶ تا سگ ولگرد دیدم در وسط جاده نشسته بودند من هم پیاده بودم از ترس خشکم زد اینورو اونورمو نگاه کردم ببینم چیکار کنم بهتره خونه دوستم رو می دیدم خیلی نزدیکش بودم اما سگها دقیقا روبروی اون خونه بودند دیدم یه کلبه اونطرفتر هست رفتم اونجا دیدم یه پیرمرد ۵۰ ساله داره نون درست میکنه گفتم خیلی راه اومدم که برم اونجا اما سگها اونجان گفت نرو خطرناکه تو رو میخورن الان یه ماشین میاد نونها رو ببره شهر با اون برو شهر ماشین بگیر برو خونه دوستت گفتم اومدم میانبر بزنم زودتر برسم حالا باید دیرتر برسم گفت یک لحظه دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن هست مدتی بود از عشقم جداشده بودم دیدم تحمل جدایی رو ندارم روزی که از تو جدا شم روز مرگ خنده هامه روز تنهایی گریه فصل سرد خنده هامو حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم هنوزم اون بید مجنون عکس قلبمون که روشه توی این شهر غریبم...
اگر با کبرا ازدواج کنم میترسم صداش در زمان دعوا مردونه و خشن بشه اگر با مینا ازدواج کنم میترسم وقتی بیرون میریم به این و اون زیاد نگاه کنه اگر با فاطی ازدواج کنم میترسم شلخته باشه اگر با زیور ازدواج کنم از اسمش معلومه باید لباسهایش دستهایش گردنش انگشتان پاهاش اصلا تمام بدنش رو زیور آلات بخرم اگر با همه اینا ازدواج کنم اگر با ملوک ازدواج کنم میترسم ۲ جنسه از آب در بیاد به جای اینکه اون زن من بشه من زن اون بشم در جا تومور ناشناخته میگیرم اگر ازدواجرنکنم هیچکدوم از این غمها رو ندارم تنهایی هم عالمی داره اما بهتره شاید دنبال کسی نباشم ناگهانی و بی خبر یکی بیاد در بزنه الانه که سر بزنه الان باید در بزنه عشق ناگهانی ناشناخته که هم چشم قبول کنه هم دل حداقل ۵۰ درصدش رو داره اون ۵۰ درصد بقیه شانسیه برم خواستگاری اولین چیزی که می پرسم میگم با صدای بلند منو صدا بزن اگر دیدم صدای بلندش ازار دهنده نیست اون خوبه یعنی صدای بلندش فقط تا یکمتر یا ۲ متر شنیده بشه نا اینکه داد بزنه ۱۰ تا کوچه اونورتر هم بشنون فقط در طول روز بگه هلو میخوام لبهاش فقط غنچه بشن نه یکمتر دهانش باز بشه و یک فیل رو درسته قورت بده اگر اسمش ۳ حرف یا ۴ حرف باشه بهتره مثلا زری یا مینا یا رویا یا نوشا یا زیبا خودش هم زیبا باشه که عالیه اینجوری زیاد پشت میز آرایش نمیشینه لباشو ماتیک بزنه بالای مژه ها رو برنگ آبی آسمانی در بیاره ماتیک فقط قهوه ای وووو نیلو برو تو گلو موهاشو هم بعضی وقتها اصلا بیشتر وقتها و اصلا همیشه طلایی بکنه به اون بگم موهاتو طلایی کردی چه دلربایی کردی از موی سیاه میترسم وای اون همه موی سیاه شبیه چی هست مثل هندیها میشه اما اگر طلایی کنه چی اونوقت میترسم از بس قشنگ شده اونو از شاخه بچینند میترسم میترسم تو رو از شاخه بچینند خودت گل دهانت گل بدنت گل .....
نمیدونم اینترنت یکساعت پیش وصل شده یا نه چون گوگل رو دیدم وصل شده بود اما الان به نظرم دوباره قطع شده شاید هم دستم به چیزی خورد قطع شده شاید هم قطع و وصل میشه خودم هنوز هیچی رو دقیق نمیدونم تو میتونی بگی اگر اشتباه کردم و دستم خورد قطع شده...