فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

وقتی نیما منو دید گفت چقدر بیر شدی گفتم نیما جان آخرین

وقتی نیما منو دید گفت چقدر بیر شدی گفتم نیما جان  آخرین باری که منو دیدی ۳۰ سال \یش بود و حتی  این  آقایان که الان  \یش  من و تو هستند  دنیا هم نیومده بودند ولی میبینی الان  ۱۰ تا  ۱۵ سال  سن دارند همین الان  که  تو ۲۱  سالت هست  ۳۰  سال  دیگه بیا  اینجا  دوباره  همدیگرو  ببینیم  تو میشی  شکل  الان من و من میشم مثل یک  لباس  شسته  شده  بدون  اتو همه جا  چین و چروکیده ادمها  نمیتونن جلوی  بیری خودشونو بگیرن اما هر سنی  جذابیت خاص خودش  رو داره حتی ممکنه یه  جوان  یه بیر دوست داشته باشه  و بر عکس  این  تنوع  زندگیست همه  جوان  یا همه بیر دوست ندارند سلیقه ها  متفاوت هست همینطور که همه یکجور شیرینی یا یه جور لباس  دوست  ندارند گفتم  الان که ۲۰ سالت هست  چنان ۳۰  سال  سریع میاد میشی ۵۰ ساله که خودت هم  متوجه نمیشی سن هم که از ۵۰  رد بشه  خیلی  سریعتر زمان میگذر  مخصوصا  اگر  فرصت  سر خاراندن نداشته باشی ....

ناگهان زمین با سرعت باور نکردنی 800 میلیارد بیشتر از سرعت نور

این یک داستان  هست ناگهان زمین با سرعت باور نکردنی 800 میلیارد بیشتر از سرعت نور حرکت کرد و در عرض  فقط کمتر از 4  دقیقه  مانند یک  سفینه با  تمام سرنشینانش وارد یک   منظومه  کهکشان  جدید و  ناشناخته شد و دوباره به  گردش خود ادامه داد ماه  جدید در این کهکشان  60  برابر بزرگتر و  خورشید  همان اندازه  قبلی  بود که در کهکشان  قبلی  بود در اینجا  اثری از  سیاره ناهید مریخ  زحل و همه ان سیاره هایی که می شناختیم وجود نداره  و یک  سیاره  دیگه  شبیه به زمین هم  نزدیکش  هست  تا جایی که آنها  می توانند  همدیگر را ببینند اما  انها  نمی توانند  وارد  سیاره  زمین  شوند چون  در جا  پودر میشوند و از بین می  روند  اما  سیاره های  رنگارنگ  با  ستاره های  رنگارنگ  هم هستند  فقط کمی  بزرکترند این داستان هست...

چند سال هست ندیدیش یکسال یا ۱۰ سال یا بیشتر

هر چقدر ناز کنی باز تو دلدار منی دلم میگه همین روزها دوباره  پر میشه آسمون پر از ستاره هرکسی هر آرزویی که داره به آرزوش میرسه باز دوباره زندگی پستی و بلندی داره دست تو نیست این رسم روزگاره کاشکی می شد گذشته هامو داشتم دلشوره هاشو روزشو میزاشتم بسکه چشمام دنبالشن توی ابرها اسمشو من ستاره جون گذاشتم اگه برگردی دل دیوونه میتونه عاشق بمونه...

تو بیا شب شد نیومد باز شب اومد اون نیومد شب سحر شد بازم نیومد

شب شد نیومد باز شب اومد اون نیومد  شب سحر شد بازم نیومد توی  تنم  هزار بار تب اومد  باز هم اون نیومد دیده براه شد اون نیومد باز هم  صبح شد منتظرت  نشستم  هنوزم  چشمهام رو نبستم  تو بیا من میخوام با یک رباعی  بهترین  غزل  رو برات بسازم برگرد بیا  توی آشیونه من هستم  تو هم هستی  بیا  بریم  به خونه این همه اینورو اونورو نگاه نکن  اونی که میخوای  منم   من  چشم براه  اون نگاهتم من میخوام  با رنگین کمان آسمانی  برایت  بهترین  \یراهن  تنت رو  بدوزم برگرد به خونه هنوزم  اون  درهای  قدیمی  سر جاش هست باز هم....

غرق تماشات شدم امشب با من بمان

افسوس که رفتی  دور از منی مهتاب امشب دلم اونو میخواد مهتاب ای  روشنی  بخش  جهان  من بودم  و  او بود تو هم  در آن شب با  نورت ما رو  در روشنایی گذاشتی  ما  غرق  در  تماشای همدیگر بودیم  فارغ از غم  همه  دنیا مهتاب  تو میدونی  که  به خاطر اون  از همه کس  دل  بریدم مهتاب  به اون  بگو  یا وفا کن یا  جفا نکن تنها امیدم همون هست  برای  خاطر اون   با کسی دوستی نمیکنم اگر منو نمیخواد بگو  جوابم کن اگر با من بمونه فقط  مهر و عشق  و ای امید زندگانی بیا  قدر  عشقم رو بدان امشب با من باش مانند گذشته تا میتوانیم یکدیگر رو نگاه کنیم بیا امشب با هم از ان  آب زلال بنوشیم میدونی وقتی  بخوابی  من الکی خودم رو به خواب میزنم و تا  صبح  نگاهت میکنم  اگر در دام عشقت افتادم  برای من  بهترین  دام  زندگیم بود و خواهد بود افسوس که  رفتی اگه  برگردی این دل میتونه هنوز عاشق بمونه بعضی وقتها میبینم  سرم  درد میگیره علتش رو  میدونم تو نیستی در کنارم  مهتاب ای  روشنایی بخش  جهان اگر اون امشب  نیومد  بر اون بتاب  وبه اون بگو  عشقت گفته  روشنت کنم  توی این زمونه عشق نمیشه \یدا  عشق کدومه  وفا  چیه گلی  توی  دنیا  \یدا  نمیشه ....