خورشید رو از اون بالا میارم برات اگه بدونی چشمانت میخوان بمن چیزی بگن خوب بگو باز هم که نگفتی حرفت رو قورت دادی خوب من به جات حرفای دلت رو میگم زبونت میشم اینه روبرویت میشم میگم دوستت دارم حالا تو بگو همین حرف بود چشمانت افسونگری میکنه اگر چشمات به جای لبانت بود چقدر حرفهای قشنگی می زدشرم و خجالت نمیزاره راحت حرف دلت رو بزنی اما بدون که یکی دیگه رو هم از دست دادی وقتی نگاهت در نگاهم قفل میشه میدونی یعنی شروع یک عشقه میدونی طلوع یک افتاب هست افسوس که نمیتونی بگی اما اشکالی نداره شاید یه روزی یکی دیگه رو مثل من پیدا کنی اما چشمات به من راز دلت رو گفتند اما میدونی عشق میتونه خطهای موازی رو به هم برسونه میخوای به من بگی نرو پیشم بمون میخوای بگی ای غریبه تو همونی تو اونی که من دنبالش بودم با این همه ارزو و امید از خونه بیرون اومدی شاید پیدش کنی حالا که پیدا کردی داریم از هم دور میشیم تو داری منو میپای در حالی که دارم دور میشم ایا بر میگردم پشت سرم رو نگاه میکنم ببینم تو داری باز هم نگاهم میکنی اوه اره من برگشتم ئاریم به هم نگاه میکنیم اما با اینکه همدیگرو دوست داریم اما شونه به شونه هم حرکت نمیکنیم باشد یک روز دیگه در یک فرصتی دیگر اما شاید دیگه نتونیم همدیگرو پیدا کنیم داریم کم کم غمگین میشیم ما خیلی دور شدیم در حالی که فقط کافی بود یک حرفی بزنیم اما نزدیم و دور شدیم حالا تو در خونه خودت من در خونه خودم تک و تنها به هم فکر می کنیم اون چی بود اون کی بود میشه دوباره اونو ببینم چرا نشه شاید بشه شاید .............
چرا؟ اسرار عزل را نه تو میدانی نه من حل این معما نه تو دانی نه من خیام بیام؟ بیا ...جدیدترین خبرهای روز در 1ساعت اخیر تا این لحظه سامسون یکساعت پیش از خواب ناز بیدار شد سامسون پس از بیداری در کمترین لحظه ممکن اولین کاری که کرد گوشی موبایل خودش رو نگاه کرد ببینه دلیل بیدار شدن در این لحظه از روز چیه دید از ایرانسل پیام داره مشترک گرامی شما هنوز هم دارین از اینترنت ازاد استفاده می کنید بهتر است با وارد کردن کد شماره ایکس ایکس اوکس برای همیشه از شر اینترنت ازاد که گران هست خلاص شوید و از این بسته های خوشگل بخرید سامسون متوجه شد که یادش رفته بود شب قبل از خواب صدا رو کم کنه یا در سایلن3 بزاره دوباره خوابید بعد از نیم ساعت بیدار شد اینبار گوشی خودش رو چک کرد دید پیامی نداره و به طور طبیعی از خواب بیدار شد سامسون در رختخواب چند تا حرکت ورزشی کرد سامسون به فکرش رسید که امروز بهتره نسبت به روز قبل بهتر کار کنه اون در رختخواب به این فکر می کرد که به نانوایی بره یا نره اما تنبلی بعث شد نره نر بودن بهتره یا ماده بودن به هر حال سامسون بدش نمی اومد بعضی وقتها هم ماده باشه تا ببینه در دنیای ماده ها چی میگذره فوری بفکرش رسید که شوهر شوهره شوهر بالش به سره شوهر مالش به سره شوهر اون از این فکر فوری بیرون اومد و گفت باز هم رفتی توی رویا اهان از رویا چی خبر هنوز از اروپا نیومده نمیتونه بیاد کرونا نمیزاره اون بیاد پاسپورتش هم تموم شده و تمدید هم نمیتونه بکنه چون رفت و امدی نیست اما بگذریم اونجا بدون پاسپورت در دوران کرونا فکر نمی کنم براش مشکلی پیش بیاد به هر حال انا هم ادم هستند وئ وضعیت رو درک می کنند سامسون نانوایی نرفت یکمی ارد برداشت یکمی اب داخلش ریخت یک تخم مرغ به اون اضافه کرد زردچوبه و نمک هم زد سامسون در ماهیتابه یک قاشق روغن هم ریخت درجه بسیار پایین گازو گذاشت نصف لیوان اب ریخت مواد رو مخلوط کرد ریخت داخل ماهیتابه پهن کرد شد نان لواش بخوره یواش یواش یک عدد قند هم به اون اضافه کرد سامسون شکر نمی خره خوب سامسون در رو باز کرد گربه رو دید بعضی وقتها گربه ها گرسنه میشن به انا گوشت یا مرغ میده امروز از گوشت خبری نیست چون گوشت تموم شده اوه خدای من گربه دوم هم اومد کمی پنیر به اونا داد تا بخورند اونا زیاد از پنیر و ماست خوششون نمیاد گوشت میخوان نه کمتر نه بیشتر منبع noaran.blogsky.com