سگی که منو گاز گرفته بود در تصادفی جان باخت قبل از اینکه این سگ و سگهای دیگه در اینورو اونور خیابان زیاد بشن اون هم در شهر آدم میتونست راحت بره و بیاد اما تقریبا 3 سالی هست این سگها که خطرناک هم هستند ناگهان به آدم حمله میکنند معلوم نیست برای چی اینکارو میکنند داشتم در خیابان پیاده رو راه می رفتم مثل همه روزهای دیگه سگ آرام در جایش نشسته بود در یک چشم به هم زدن غرشی کرد و حمله کرد پامو گاز گرفت شانس آوردم دندان تیزش رو فرو نکرد اما کافی بود فشار بده شانس اوردم زنده موندم در ثانیه آخر تصمیمش عوش شد و به من نشون داد که میتونم تو رو راحت بکشم گاز رو روی ران پاهام احساس کردم این سگ و سگهای دیگه خیلی ها رو دیدم فراری داده و همه از اون وسگها می ترسیدند دوست من می گفت تو چقدر ترسو هستی تا اینکه اونو واقعا گاز گرفت و دوستم از الان سگ رو ببینه می ره اونور ه خیابان اونطرف هم سگ هست روی جدول بین اینور و اونور هم سگ هست همه جا سگ هست معلوم نیست این سگها چرا این چند سال در گوشه کنار خیلی دیده میشن قبلا کجا بودند که ابان در شهر هستند...
برخورد سیارک به زمین در قرن 26و پناه دادن آلینها به تعدادی از زمینی ها این فقط یک داستان هست آلین یا همون موجودات فضایی که در666 سال آینده توسط زمینی ها پیدا شدند آن هم توسط بتمن چون بتمن در تعیقیب گرگهایی به شکل انسان بود که آدمها رو با موجودات زمینی از بین می برد بتمن قویترین مرد 666 سال آینده بود در 666 سال آینده اتفاق عجیبی افتاد که ناگهان یک سیارک تغیر جهت داد و به سمت سیاره زمین حرکت کرد تعداد سیارک اول یکی بود اما ناگهان تعداد آنها به 10 عدد رسید دانشمندان فوری دست بکار شدند تا سیارکها را از بین ببرند یا مسیر آنها را تغیر دهد قبل از این کار آلینها هم حمله کرده بودند اما آلینها از ترس بتمن فرار کردند و به طرف سیاره خودشان بودو61 ایکی مارتوس فرار کردند بتمن هم در تعقیب آنها بود خلاصه آنها فرار کردند و بتمن به زمین برگشت 2 سال بعد درقرن 26 به بتمن گفتند سیارکهایی به زمین دارند برخورد میکنند بتمن 7 تا از سیارکها رو نابود کرد اما هشتمی بزمین برخورد کرد همه مردند و زمین کاملا سوخت و تبدیل به یک سنگ گداخته شد فقط تعدادی انسان که به مسافرتهای فضایی رفته بودند زنده ماندند اما نمی توانستند بزمین بیان بنابراین در جستجوی هکان آلینها رفتند و آلینها آنها را پناه دادند در زمین پس از میلیاردها سال اثری از نسان و دایناسورها نبود اما موجودات جدیدی بوجود آمدند و ادامه ماجرا فردا همین ساعت این داستان ادامه دارد ...
درد و درمان تویی بله هر بلایی که سر آدم میاد خودش سر خودش میاره و هر سلامتی که برای انسان میاد هم خودش برای خودش میاره کوچکترین فکر اشتباه روز آدم رو خراب میکنه و بر عکس یک تصمیم درست روز آدم رو قشنگتر میکنه هیچ آدمی نمیتونه با آدم دوست بمونه و تا آخر عمر هم وفادار بمونه اگر هم دوستیها سالها دوام داره از روی ناچاری هست تو میگی میخوام ببوسمت اون از بوسیدن بیزاره اما چون بهتر از اون فعلا پیدا نکردی هر چی میگه گوش میکنی اون هم فکر میکنه خیلی دوستش داری دیگه نمیدونه کافیه فردا یکی دیگه پیدا کنه که از تو بهتر باسه با تو دیگه کاری نداره میزاره میره اونی نه اینکه با اونی که از تو بهتره بمونه نه با اون هم نمیمونه تا زمانی میمونه که از اون بهتر پیدا کنه تنوع طلبی انسانها بالاست
تازه میخواستم مدل المانی بزارم حیف شد باد اومد همه موهامو برد نفرینم کرد یه روز که بارون می اومد به من گفت الهی همه موهای سرت بریزه داره موهام میریزه یه کاری کن خدایا موهای من نریزه نفرین به هر چه طاسی میخوام موهام نریزه ریختن مو رو تا حالا تجربه نکردم نمیدونم کچل بشم چه حسی دارم آخه من بگم چیه اون یه حس تازه هست نه نه نه نمیخوام من طاسی رو نمیخوام پشت موهام بریزه خوبه حداقل خودم نمیبینم زجر رنج نمیکشم اما جلوی موهام نریزه اگر موهام بریزه دلم میلرزه راستی اولین آدمی که کچل بود کی بود در قصه ها اومده حسن کچل چیزی نمونده کچل بشم هر روز یه مشت مو کم میشه حاضر بودم همه جای موهام بریزه به غیر از موی بالای سر تازه میخواستم مدل آلمانی بزارم
در کنار خیابان داشتم گوشی رو نگاه میکردم که ناگهان دیدم موبایلم در دستم نیست اما موبایل رو می دیدم که در روبروم هست موبایل در هوا مانده بود چون خوابم برده بود اون هم در وسط خیابان در اصل در خونه بودم که یه لحظه خوابم برد وقتی فهمیدم این فقط یه خوابه خوشحال شدم چون گوشیم اینبار پس از بیدار شدن دست خودم بود و در ذست انسان نامرئی نبود.