روزماری لباسهاشو شست تا به مهمانی بره اون دعوت شده بود به خانه یکی از اقوام خیلی دورش که تازه از خارج اومده بود لباسهاس سفید که با توری در دور آستین و قسمت گردن داشت با یک پاپیون دخترانه مخصوص سن خودش رزماری فقط 28 سال سن داشت اما چهره اش جوانتر نشان میداد لباسها را در حیاط به طنابی آویخت تا در زیر نور خورشید آفتاب عالم تاب خشک بشه برای رفتن به این مهمانی بیتبی می کرد آخه دوست پسرش دیوید هم به آن مهمانی دعوت شده بود اما ممکن بود دیوید نیاد چون شنیده بود در روستای شری پل آسیب دیده بود و گاری نمی توانست از آن قسمت بیاد اما رزماری پیش خودش گفت شری حتما هر جوری که بشه خودش رو به من میرسونه اما گر نیاد چی رزماری پیش خودش گفت اگه نیاد چی اگه میشد چی میشد شری میومد دلش عاشق که بود عاشقتر میشد زندگیم قشنگ میشد شب من روز نمی شد آخ اگه میشد چی میشد آیا شری میاد و دل غمدیده اش رو میخواست مثل قدیما نکنه نیاد چشمام روی ساعت بمونه رزماری رفت به مهمانی ساعت 11 قبل از ظهر آنجا رسید اما شری رو ندید ساعت شد 3 بعد از ظهر شری نیومد نکنه شری نیاد غم بگیره گوشه کنار این خونه رفت پشت پنجره تا اون دور دورها رو نگاه کرد ناگهان شری رو دید خیلی خوشحال شد شری اومد رزماری فوری رفت بیرون براش دست تکون داد همدیگر رو بغل کردند و روز بعدش عروسی کردند ...
میلیاردر شدن با چند شغل بدون سواد یعنی حداقل تا سوم راهنمایی در کمتر از 6 ماه با نیسان و فیلترشکن و شغلهایی مانند فروش ساندویج و واویشکا نیسان درامدش از فروش فیلترشکن کمتره نیسان اگر بار به تهران ببره فرض کنیم از رودسر به تهران 4 میلیون می گیره و از تهران هم بار بزنه بیاد دوباره گیلان فرقی نمیکنه کدام شهر فقط در مسیر برگشت باشه میشه 8 میلیون قیمت نیسان نو در حال حاضر بین 600 میلیون تا 700 میلیون هست که بانسان مدل پاینتر این قیمت بین 300 میلیون تا 400 میلون هست شغل فیلترشکن آسانتره هر جایی که آدم باشه فرقی نمیکنه روستا یا شهر یا بالای کوه یا جنگل فقط اینترنت داشته باشه و نیاز به مهندس شدن هم نداره و اگر فروش رو بلد نیست یک سرچ در گوگل چگونه پروکسی وی پی ان بفروشیم در یکساعت یاد میگیره و به همین راحتی میلیاردر میشه شغل ساندویچی یکمی سختتره به هر حال باید نان بخره فست فودها رو آماده کنه و واوایشکا یا کباب ترکی که بصورت چرخان هست آسونتره در همه شهرها هم این شغلها جواب میدن مردم از همه چیز بگذرن از شکم نمیتونن بگذرند و 80 درصد سود خالص هست نیسان 80 درصد فیلترشکن 90 درصد و شغلهای دیکه مثلا وانت و یا کار با پراید بمراتب پاینتره و دامد زیادی نداره وقتی یکی وقتش رو میزاره رانندگی طبیعیه که نیسان بهتره ..........
مرد و زن تکلیفشون حداقل از لحاظ ظاهری معلوم هستند مرد قیافه اش و زن هم از لحاظ قیافه هر چند بین زنان هم هستند که ظاهرا زن هستند اما از مرد خوششان نمیاد و از زن خوششان میاد برای این زنان هم پیدا کردن جفت مثل مردان همجنسگرا سخت و کمی دشوار هست فقط یک زن و یا یک مرد همجنسگرا اگر همدیگر را ببینند می توانند فوری یکدیگر را پیدا کنند چون به هم نگاه میکنند و اون حالت رنگین کمانی در چشمانشان معلوم میشه اما هر مرد همجنسگرایی هم فوری و لحظه ای به همین راحتی هم نمی توانند یکدیگر را پیدا کنند چون مرد همجنسگرا نه مثل زن سینه ای داه نه خیلی مثل زن لطیف هست فقط مرد یا زن هایی که شمیل هستند یعنی 2 جنسه تا هزار چنسه مشخص هستند چون رفتار لباس و کیف کوچک زنانه این مردان نشون میده که نه مرد هستند نه زن هستند اینها قابل تشخیص هستند جون با اینکه مرد هستند اما رفتارشان کاملا زنانه هستاما مردان سبیل کلفت خشن که همجنسگرا هستند چگونه باید خودشان را پیدا کنند این حرف را یک مسافر میگفت میتونن برن باغ ملی لاهیجان و یا سبزه میدان رشت و یا پارک دانشجوی تهران راحت مردان سن بالا شیک و مهربان را در همانجاها پیدا کنند این مشکل را زن و مرد ندارند چون یا یکی زن هست یکی مرد در همه جای جهان راحت همدیگر را پیدا میکنند...
زندگی در سال 2044 چگونه هست...در آن سالها اینطوری که من پیش بینی کردم کاملا با این زمان فرق می کنه سر آدم کاملا دور تا دور خودش میچرخه کسی دیگه ازدواج نمیکنه و زندگیشون با ربوتها میگذره این رباتها تنطیم میشن هر کدوم قد و وزن و جنسیت آنها بدلخاه آدمها عوض میشه کسی دیگه دنبال دوست نمیره این رباتها جای دوست رو هم میگیره کسی دیگه سر کار نمیره ربات همه کار رو با دقت بیشتری نسبت به آدم انجام میده این رباتها مثل انسان غذا هم میخوره پس مجبوره برای رفع گرسنگی آشپزی هم انجام بده رباتها در قسمت سکسی بسیار تمیزتر از انسانها هستند آنها باید خودشون رو بشورن پوست بدن آنها هم به 2 صورت تغیر میکنه هم حالت انسانی هم حالت فلزی خانه های زمانهای آینده سبک هستند و 2 تا پا هم دارند که اگر خواستند مدتی در یه چای دیگه زندگی کنند...
آیا اون یک آلین بود که دیدم یا مغزم قاطی کرده بود اگر بیشتر پیشم می موند از اون عکس یا فیلم می گرفتم اما فقط کمتر از 5 ثانیه نزدیکم بود هیچ خطری هم نداشت و هیچ آزاری هم نرسوند فقط یه لحظه احساس کردم چیزی کنارم هست برگشتم به همان طرف که صدا از اونجا اومده بود روز بود و هوا هم روشن خانواده هم همه بودند اما من در یک اتاق دیگه بودم ماجرای دیدن این موجود برام به این صورت اتفاق افتاد یکی از فامیلان در بیمارستان بود و ممکن بود اون هر لحظه هم بمیره چون سرطان بدخیم داشت و چند روز هم در کما بود ناگهان صدای شیون و گریه شنیدم فهمیدم که اون عزیز از دنیا رفته ولی هنوز مطمین نبودم ناگهان در اتقاقم که بسته بود با شدت تمام باز شد و از صدای در فهمیدم کسی وارد اتاق شده برگشتم دیدم یه موجودی که پا نداشت در بالای سرم نزدیک در ایستاده و ثابت ایستاده بود قسمت پایین که پا اونجا نبود یک دامن به شکل اره پوشیده بود همه جاش سیاه بود راستش ترسیدم یعنی گفتم این دیگه کیه روی هوا ایستاده صورت و دست همه سیاه مثل یک سایه بود چند ثانیه نگاهش کردم بعدش دیدم نیست یه جورایی شباهت به همان مرده داشت...