فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

نادانی و دانایی

دانایی بهتره یا  نادانی  بعضی از ادمها  با  اینکه  می دونند خودشان را به  نادانی می زنند  تا  طرف  مقابل رو  محک بزنند و حتی در اینجور مواقع انقدر خودشون رو نادان می کنند که  اون  طرف  از اینکه  از این خیلی بیشتر میدونه  خوشحاله شاید شما هم  اینجور ادمها رو دیده باشین و میگین  تو  واقعا این چیزهای  ساده رو نمی دونی  یا  خودتو  زدی به  نادانی دانایی بهتره یا نادانی؟
همه اموزش فیلمسازی اموزش خطاطی اموزش تعمیرات گوشی این اموزشها حتی اگر برای کار هم نباشه یا شغل یا حرفه ای هم نباشه یه روزی یه جایی به درد میخوره موتور خراب میشه چون از قبل یکمی اموزش دیدی درستش می کنی و میگی شاید کاربراتورش خرابه شاید شمع برق نمیده شاید بنزین تمام کرده
روزهای خوب امروز فردا رو قشنگتر می کنه انواع اموزشها هر کسی در زندگی یه چیزی یا جیزهایی یاد می گیره
و هزاران شاید میلیونها اموزش های دیگه که انسان یاد می گیره و روز به روز هم بر تعداد اموزشها اموزش شنا اموزش رقص اموزش شعبده بازی اضافه میشه برداشت از وبلاگ moarafi.blogsky.com
چه اموزشهایی در هر زمینه ای موردی در همه دنیا هست؟ چند جور اموزش در جهان وجود داره هم رایگان مجانی هم پولی؟ اموزش کاراته یکی از این اموزشها هست در این رشته کاراته کار تعلیم می بینه زیر نظر استاد کاراته و از کمربند 0 صفر سفید شروع میشه سپس زرد سپس سبز ابی بنفش قهوه ای می گیره اموزش دوچرخه سواری اموزش رانندگی اموزش دروس دانشگاهی ابتدایی در همه مقاطع تحصیلی اموزش صافکاری ماشین اموزش خلبانی اموزش تیراندازی اموزش نقشه کشی اموزش زبان انگلیسی المانی فرانسوی چینی و هر نوع از زبان اموزش کشتیرانی اموزش تعمیرات موبایل تلویزیون همه نوع وسایل برقی اموزش انیمیشن اموزش کامپیوتر اموزش سفالگری اموزش گلدوزی اموزش خیاطی اموزش جاوا اموزش نقاشی........ه

نیازمندیهای روز خرید چشم پا دست خرید نفس مصنوعی خرید بال پرواز

نیازمندیهای روز چشم مصنوعی  که بشه  دید  نفس مصنوعی خرید بال پرواز این دست و پا  واقعی نیستند اما  از  واقعی هم  واقعیتره  چشمی که  میشه  از  تهران تا  لندن رو  راحت  دید   در  روزنامه های دیجیتالی 30 سال دیگر در اینده ای نه چندان دور انهایی که  سنشان الان 40 یا 50 هست اگر  زنده باشند می توانند  پیشرفتهای بشر رو ببینند  نیاز با هر شکل و  قیافه ای البته این انسانها واقعی نیستند اما از واقعی هم  واقعیتره کسی نمیتونه  تشخیص بده به  دستور  شما  پشتک  میزنه  ....رفتن به سیاره مریخ و امدن از ان به  سیاره ایران دیگر  رویا  نیست در کمتر از یکسال این سفر دور و دراز در ان زمان  عملی میشه  خریدن بلیط برای  همه امکانپذیره سوار ماشینی میشن وقت رو تنظیم می کنند برای  6 ماه  یا  یکسال یا  2  سال به مسافرت می  روند چشم ضعیف میشه عینک نیاز نیست  فوری چشم دلخواه رو میخرین خودتون میزارید به جای چشم قبلی  پا در تصادف از بین بره فوری پا  میخرین  دست می خرین قد شما  خیلی کوتاهه اگر 160 سانت هستید می توانید  راحت 180  سانت شوید پا رو  باد می کنند مثل  لاستیک فقط کمی چاقتر میشید عمر بشر از 80 سال امروز به 10 هزار سال میرسه مو ندارید  چای  نگرانی نیست در کمتر از یک ثانیه از فروشگاه مو را  انتخاب می کنید فوری  در سر شما  ظاهر میشه زلزله میاد دیگه ترسناک نیست با  کوچکترین  زلزله  خانه های  مدرن انزمان  یک سانتیمتر بالا میرن حالا  هر  چقدر  دلش میخواد  زمین  بلرزه  این اتفاقات سال  2059  هست ....برداشت از وبلاگ    moarafi.blogsky.com

هم اکنون یک خبر ورزشی استقلال پرسپولیس نتیجه بازی 1 بر 1

استقلال گل اول را زد در نیمه اول با شوتی سنگین  نه زیاد سنگین نیمه سنگین توپ گل شد ابی ها یک بر 0 جلو افتائند اما  مگر  بشار سن  گذاشت نه این بازیکن قرمز پوش  در نیمه  دوم  در  محوطه 17  قدم گل مساوی  را  زد  دربی  1  بر 1 شد در  وقت ازافی اوه جوهرم تموم شد نمینتونم بنویسم ...خوب  20  دقیقه گذشت وقت اضافی بازی هم تمام شد خیلی  دلتون می خواد  بدونید  کدام  تیم برنده شد بله بازی  به  ضربات پنالتی کشیده شد کی برد  کی باخت؟ استقلال  با  مربی گری  فرهاد مجیدی  ستاره  تیم ملی  فوتبال ایران در چند سال گذشته  موفق شدند  پرسپولیس را  ببرند اره این اسفلال بود که به دیدار  تراکتورسازی می رود  گود گود گود ........منبع از سایت    armin3d.com

چشم براهم همه جیز خوب بشه فرزندم تو برگردی یوسف گم کشته

نازنین نازنین از تو چه پنهون که دلم برات خیلی تنگ شده ..چشم براهم امیدوارم  همه جیز خوب بشه فرزندم تو برگردی یوسف گم کشته باز اید به کنعان غم مخور بیت دوم متاسفانه یادم رفت بنویسم امیدوارم همه چیز به یاری خدا  نرمال بشه و راه هموار بشه و رودخانه در مسیرش که به دریا میره تو هم مسیرت یه جوری باز بشه پروازها انجام بشه دوران کرونا تموم بشه تو بتونی با اولین پرواز بیای نمی دونم هردا یا یک هفته یا یک ماه یا یکسال یا 10 سال شاید هم هرگز بر نگردی شاید هم برگردی دخترم هر جا که هستی خداوند مهربان و بزرگ پشت و پناهت باشه ما همیشه به فکر تو هستیم اگر یک روز تو برگردی  دوباره  به گیسویت بیافشانم ستاره بگم ای نازنینم بار سفر بستی عزیزم  زمستون باز از دیار بگذشت بیا تا  قصه ها گویم برایت که دوران جدایی دیر بگذشت...

بچه بیداره ها نه بابا کارتو بکون اون داره خواب 7 پادشاه رو می بینه

خوب فرض کنیم بچه بیداره خوب مگه من چی کار دارم می کنم  هر کاری که بکنی اون داره می بینه از من گفتن بابا اون هزار بار دیده این هم هزاریکمین بار بچه بیداره ها  نه بابا  کارتو بکون اون داره خواب 7 پادشاه رو می بینه  بچه بیداره ها  نه بابا  کارتو بکون اون داره خواب 8 پادشاه رو می بینه  بچه بیداره ها  نه بابا  کارتو بکون اون داره خواب 9  پادشاه رو می بینه  بچه بیداره ها  نه بابا  کارتو بکون اون داره خواب 10  پادشاه رو می بینه تازه سیروس که  بچه نیست 18 سالشه سیروس چی دیده بود  سیروس  چرا  از  تعجب  داشت  شاخ  در می اورد  سیروس  مات و مبهوت  به مادرش نگاه می کرد  وقتی از خواب بیدار شدی چی دیدی؟ اون داره خواب 9  پادشاه رو می بینه  وقتی از خواب بیدار شدی چی  دیدی؟ دیدم زیر پاهام  زمین نیست و به خودم گفتم من جه جوری در هوا هستم دیشب که  سر جام خوابیدم پس جرا دورو برم فقط هوا هست  هر کاری که می کردم  یادم  نمی  اومد چه اتفقی  افتاده و گویی  کور شدم که  هیچی  نمی بینم اما  اگر  کور شدم  پس  چرا  روشنی  روز رو می بینم وحتی  بعضی از  صدها رو می شنیدم  اما  صدها مبهم و بدون  معنی  بودند گفتم یعنی  در این 10  ساعتی که من خواب بودم  چه اتفاقی افتاده  نه 10  ساعت  نخوابیده بودم  الان یادم میاد که  ساعت 11 شب بود که خواب رفتم  خیلی هم زود خوابیده بودم زمین و  ساکنانش  کجا هستند افتاب هنوز بیرون نیومده بود که  ببینم  افتاب هست یا  نه خوب که نگاه کردم 100 نفر ادم  دیدم  که هر لحظه  دارند  کوجکتر و ریزتر می شوند تا  اینکه  اندازه  اتم  شدند و  دیگه نمی شد انها  را  دید در اخرین لحظه یک  سفینه  فضایی رو  دیدم که از ان نقطه بلند شد و بعدش  از خواب بیدار شدم دیدم همه چیز سر جایش هست و هیچ چیز  تغیر نکرده و همه اینها  خواب بودند به  کنار  پنجره  رفتم دیدم  ادمها  دارند  کوچا می شوند و اندازه  نقطه که شدند  سوار سفینه می شوند  شاید 1 میلیون ادم  داخل  اون  سفینه که اندازه  یک توپ  فوتبال بودند شدند تا اینکه  مادرم  بیدارم کرد گفت  سیروس  برو  نون بخر....بچه بیداره ها  نه بابا  کارتو بکون اون داره خواب 7 پادشاه رو می بینه  تو داری سیگار می کشی  بهتره  بچه  سیگار کشیدن تو رو  نبینه  یاد می گیره  حداقل برو بیرون یا  کنار پنجره محسن چند بار بگم سیگار برات ضرر داره  زن تو باز هم در سیگار کشیدن من دخالت می کنی محسن به خاطر خودت میگم به خاطر بچه میگم من هیچی  باشه زن باشه نمی کشم ... ...