آقای مشکل خوشگل میگه جرا خمیازه میکشم گفتم این سوالیست که همه دانشمندان جهان می پرسند علت خمیازه کشیدن چیست خوب اول بگو ببینم آقای شکم بزرگ یا بی شکم لاغر آقای دراز و قد بلند و آقای کچل بی مو تو برنج زیاد خوردی امروز ناهار برنج پلو خوردی میگه آره اما کم خوردم نصف یه بشقاب خوردم گفتم آقای تقریبا مو سفید و نقره ای رنگ که 48 سالته و یا بین 44 تا 81 سالته تو غذای چرب خوردی میگه نه امروز اصلا غذام چرب نبود و پختنی بود میگم خوب تو بگو آقای قد بلند و شیک و پیک خوشگل دراز تو امروز این غذاها رو خوردی میگه نه منم پختنی خوردم برنج امروز اصلا نخوردم غذای روغنی دوست ندارم اما مثل این آقای بپل و مپل صورت گوشتی سفید خان خمیازه میکشم علت چیه میگم تو دیشب خوب خوابیدی هر 2 تا تون به اندازه کافی خوابیدین میگن آره گفتم معتاد هم که نیستین میگن آقا اصلا سیگار نمی کشیم میگم خوب راستش رو بگین شما 10 دقیقه قبل نیم ساعت قبل یکساعت قبل به سکس فکر کردین با هم فریاد زندن آره آره دوست داریم گفتم همین چند دقیقه قبل یکی رو دیدین یا 10 نفر رو دیدین از اون خوشتون اومده و در رویاتون اونو بوسیدین گفتند آری آری آری گفتم خودشه خمیازه شما فقط به خاطر همینه اما نگران نباشید این خمیازه موقتی هست چون شما در رویاتون با اون سکس کردین و بدن فکر کرده واقعی بوده به حالت خمیازه خودشو نشون میده تو الان خوابت میاد بخواب بخواب بخواب چقدر خسته ای تو به یک خواب عمیق نیاز داری چشمات خسته شده بخواب بخواب پیش پیش پیش پیش....آرام بخواب خواب ب ب ب ......خواب بخواب
دنیا داره به سرعت پیشرفت می کنه مدتی بود دنیا درجا می زد ولی این نسل چدید فوق العاده با سرعت نور رو به جلو داره میره آدم باورش نمیشه همین الان عینکهایی اختراع شده که وقتی در خیابان قدم می زنی و آدمها رو می بینی به صورت مجازی هم در کنار آدمهای واقعی میبینی درست همان چیزی که دوست داری ببینی مثلا از شکل قیافه یکی خوشت نمیاد اونو دیلیت میکنی . همینجور در این عینک در دنیای مجازی هر جور که زندگی دوست داری بینی میشه زندگی کرد مثل واقعی فقط تنها فرقش اینه که تو وقتی عینک رو برداری میتونی بفهمی کدوم واقعی هست کدام مجازی این عینک طوری درست شده که به کامپیوتر دیگه نیاز نیست حتما در جلوت باشه عجب حیف زود دارم پیر میشم نمیتونم دنیای جدید رو قبل از اینکه همه گیر بشم ببینم البته یک راه هست اون هم پول خیلی زیاد که متاسفانه ندارم....
خوش به حال ماه از اون بالا همه چیز رو در پایین میبینه ماه در میاد که چی بشه میخواد عزیز کی بشه ماه در میاد چی کار کنه میخواد زمین رو روشن کنه اما ماه نمیدونه که تو ماهی به جای اون نشستی نمیدونه کی هستی که آسمونو صاف کنه تو اون بالا نشستی به جای ماه تو هستی ....
دیشب خواب دیدم زن شدم وقتی صبح شد از خواب بیدار شدم خوابم یادم اومد خنده ام گرفت گفتم نمردیم توی خواب زن شدم رفتم دستشویی جی شش 6 کنم دیدم ایوای ابولهول ندارم گفتم حتما هنوز در خواب هستم و خواب در خواب شدم فوری رفتم سر جام تا دوباره بخوابم قبل از خوابیدن موهایم را دست زدم ببینم چقدر مو دارم دیدم موهام بلند هست و تا کمر هم میاد یعنی چی همه اینها خوابه یا نیست به خودم گفتم برم جلوی آینه ببیینم چه شکلی شدم خوشگلم یا نه بگو هنوز مال منی عشق منی یا نه وقتی رفتم جلوی آینه خودم عاشق خودم شدم عاشق شدم دوباره اشک از چشمام میباره دنیای خوش خط و خال سربسرم میزاره موطلایی چشم سیاه قد بلند ابرو کم ون چشمون سیاهی وای وای وای تو نکش سرمه به چشمان خمارت وای وای فوری برگشتم برم دوباره بخوابم دیدم بابام صدام میزنه خانوم خانوم برنگشتم دوباره گفت خانوم زیبا شما کی هستید گفتم من منم این عضلات گردم گفت خانوم لطفا خودتونو معرفی کنید برگرد شما رو ببینم برگرد بیا دوباره گل پشت رو نداره اگر بابام منو میدید یعنی میتونست بشناسه آخه خیلی قشنگ شده بودم بعدش برگشتم تا منو دید گفت تو چقدر زیبا هستی و مرا ترا غش بیهوش شد اوه بابا بیدار شو مگه تا حالا زن ندیدی مادر هم که نداشتم بیاد روش اب بریزه خودم رفتم یه پیاله آب آوردم زدم به صورتش پدر پیرم به جک رحم کن نمیر من فقط تو رو دارم پدرم بهوش اومد دوباره تا منو دید گفت از سقف برو بالا تو خیلی زیبایی گفتم از سقف بالا نمیرم خلاصه آدم باید بلاسه در کشور فرانسه با یک دختر لیسانسه این بابای من بیچاره سالها بود زن ندیده بود گفتم حالا چرا بیهوش شدی گفت چند وقت پیش خواب یک پری رو دیدم الان خوابم واقعی شد ولی چقدر زود نیازم براورده شد گفتم پدر جان تو خوابیت هنوز اجابت نشد این منم اکبر پسرت گفت اکبر که خوابیده گفتم راست میگم رفت دید اکبر در رختخوابش نیست گفت اکبرم کو کجاست رفت چوب برداره منو بزنه گفت تو اکبر منو چیکار کردی چوب رو بلند کرد زد توی سرم قبل از اینکه از وسط نصف بشم بیدار شدم دیدم بابام بالای سرم هست یه چوب دستشه گفتم نزن نزن گفت دزد اومده چرا هر چقدر صدات میکنم بیدار نمی شدی خلاصه دزده فرار کرد من هم همون اکبر کچل شدم و بیدار بیدار...