4 تا سگ ناگهان به من حمله کردند و دورم کردند اونی که از همه بزرگتر بود روبروم بود یکی کاملا پشتم و هر 4 تا سگ واق واق می کردند غافلگیر شده بودم اون هم در شهر ولی اون لحظه خلوت بود در یکی از میدانهای خیابانی که ماشین هم ر فت آمد می کرد گفتم ای دادو بیداد یه سگ هم زیاده چه برسه به 4 تا حالا من چیکار کنم اگر فرار کنم منو راحت می گیرند اگر وایسم منو راحتتر می خورند اما سعی کردم به سگها نگاه نکنم و زیر چشمی نگاه کنم تصمیم گرفتم از جام تکون نخورم اونا همونجوری پشت سر هم داد و پارس می کردند گفتم اگر بترسم ممکنه بفهمن زودتر حمله کنند پس از 40 ثانیه که سگها پارس واق واق می کردند گفتم چند قدمی راه برم ببینم چی میشه تا حرکت کردم نزدیکتر شدند همونجا ثابت وایسادم بدون هیچ حرکتی اونی که روبروم بود به آرامی گفتم برو اونجا بشین اون رفت نشست بقیه هم رفتند و همه چیز نرمال شد همین پایان.
کسب لایتکوین رایگان :
https://free-litecoin.com/login?referer=689313
اگر سر انسان مانند کامپیوتر هست با وصل شدن مستقیم اینترنت به سر مانند همین اینترنتی که به کامپیوتر وصل هست میتونه کله انسان یک کامپیوتر هم با اینترنت داشته باشه زمانی هم که دلش نمیخواد آکله همان سر قبلی و به صورت آفلاین باشه هر جا که آدم نیاز داره فوق پیشرفته باشه و مانند هوش مصنوعی باشه البته دانشمندان حتما چنین چیزی را شاید 20 سال قبل هم کشف کرده باشند و چیز زیاد عجیبی هم نیست چون هم سر هست ها اینترنت و خودشان هم میگویند انسانها مانند کامپیوتر هستند و اگر هم اینترنت داشته باشه همه کله ها با هم در ارتباط میشند عجب کله ای میشه کله قند...راستی یه لینک هم این پایین گذاشتم نگاه کن اگر دیدی به دردت میخوره یوز کن رایگان لایتکوین بگیر:
https://free-litecoin.com/login?referer=689313
خوب بنویس شاید به وجودت افتخار کنم که تو هم در کنار مایی ممکنه ما همدیگر رو حتی نشناسیم اما وقتی خوب مینویسی حداقل خودت این نوشته ها این حرفهایی رو که میزنی اعتقاد داشته باش اگر غیر از این باشه و در عمل توخالی باشی و حرفت با عملت جور درنیاد یعنی تو میخوای فریبم بدی گولم بزنی فکر نکن نمی فهمم میفهمم و توی دلم به همه حرفات میخندم میگم این هم دلش خوشه هیچکس در این دنیا کاملا نرمال نیست همه در جلوی آدمها سعی می کنند خودشان را اونجوری نشون بدند که مکنه اونجوری نباشن اینکه آدم مجبور بشه وقتی داره در یه خیابانی میره تا یکی رو میبینه حالش بد میشه و میگه وای چه بد شد اول صبح باید اینو می دیدم برای اینکه با اون احوال پرسی همنکنه تا حالش بدتر بشه میره اونور خیابان تا دوباره بیاد اینور همه چیز رو در زندگی میشه تجربه کرد اما یک چیز رو نمیشه تجربه کرد چون این تنها تجربه ای هست که بار دومی نداره وقتی فرض کنیم یکی میخواد ازدواج رو تجربه کنه یا رانندگی یا خوانندگی رو یا خوردن گوشت خوک رو یه بار میتونه چون اگر خوشش اومد ادامه میده اما مرگ رو نمیتونه تجربه کنه چون فقط یکبار هست ولی فرض کنیم میشد این تجربه رو بیاد به همه بگه شاید هرکسی پس از مرگ یه تجربه ای داشته باشه که اون یکی نداره شاید هم میان این جز اسرار عزل هست که نه تو دانی نه من همین پایان.
اینهمه حرف زدم که بگم اگر دوست داری بیتکوین رایگان بگیری از این لینک پایین یوز کن :
وقتی شنیدی میخوام بیام پیشت چیکار کردی... راستش چشم به این در دوخته بودم و منتظر اومدنت بودم ماهها گذشت نیومدی سالها گذشت نیومدی اما روزی که شنیدم واقعا میخوای بیای خونه تکونی کردم گفتم دیگه از پیشم نرو دیگه قلبم رو نلرزون نمیدونم این دل از چی درست شده همه وقت به فکر تو هست و همیشه میخواد با تو باشه هر چی به این دل میگم اون دیگه رفته ممکنه دیگه برنگرده میگه غصه نخور دنیا که اینجوری نمیمونه یه روزی هم به کام ما میشینه میگم ای دل پس کی چه وقتی داری از دست میری فراموشش کن میگه نمیتونم اون دیگه جزیی از بدنم شده مگه میشه وقتی 2 تا قلب یکی شدند فراموشش کرد آدم دل درد می گیره سر درد می گیره بی اشتها میشه قدرت فکر کردن رو از دست میده یه پارچه آتش میشه خواب به چشم آدم نمیاد میگم ای دل مگه مجبور بودی با اون آشنا بشی میگه مگه دست خود آدمه نیست باور کن لحظه ای ناگهانی میاد مثل هوا رو میمونه ابری میشه بارانی میشه گاهی وقتها هم آفتابی مشه نه میشه بی اون بود نه میشه با اون بود جون نیست فعلا نیست رفته حالا شنیدم میخواد بیاد خونه تکونی کردم همین پایان. free btc