فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

چگونه از دست مهمان پر رو و شر خلاص بشیم؟

هر چند لیلا میگه مهمان حبیب خداست ولی شاید هنوز  مهمان بد  نصیبش نشده تا بدونه هر لحظه یکی در میزنه مخصوصا انهایی که  فک و فامیل زیاد و پررو هم دارند نمیشه به همه مهمان گفت بعضی ها به اسم  مهمان وارد میشن ولی از بس اذیت میکنند ادم از دست مهمان و هر چه مهمان فرار میکنه  روشهایی برای  رها شدن از مهمان شر و بد وجود داره مثلا یکی از این راهها هندوانه  نیمه رسیده و کال  که  زیاد به رنگ قرمز و ابدار نیست جلوش بزاری بعدش بگی هندونه خریدم  پول نازنینم رو دور انداختم ادم از داخل  هندوانه  خبر نداره در روش دیگه  به  بچه  بگی تا میتونه  وقتی مهمان اومد شیطونی کنه  داد بزنه بگه اینو میخوام اونو میخوام  مخصوصا وقتی که مهمان  پس از صرف ناهار یا شام میخواد استراحت کنه یا در روش سوم از اون بپرسی چقدر حقوق میگیری یا زمانی که همه دارند فیلم ستایش و پایتخت 22 رو نگاه میکنند  کانال  عوض کنی و بزاری  فیلم تکراری که هزار بار پخش شده در روش چهارم زمانی که همه دارند چای میخورند به همسرت بگی  چاه  فاضلاب  گرفته و همه زده بیرون همه اشغالها و کثیفی ها و یا چند اشغال کوچک در لیوان میوه یا چای ریخت و یا چای رو زمانی همسر بیاره که  سرد شده در قنددون هم یکی 2 تا مو بزاره به بچه هم بگین که اصلا اسباب بازی هاشو به بچه مهمان نده یا همه رو قایم کنه اگر کولر روشن هست و هوا هم گرمه  بگین  هوا خنک هست و کولز رو مرتب  خاموش کنید در روش  بیستم  هر حرفی می زنید  تکراری باشه و حرف جدیدی نزنید مثلا از سریال  تلویزیونی که میلونها بار تکراری پحش شده بگین و  بگین که  چقدر این سریالها رو دوست داره خدا میدون  زمانی که همهان داره با شما حرف میزنه  همیشه  خودتون به خواب بزنید و به یک جای  دیگه نگاه کنید و یا  پوشک بچه رو عوض کنید و در رو باز کنید 6  تا گربه  بیان  داخل.  ... و  حتما هر کسی خاطره ای  یا  روشی داره که از مهمان  بدش میاد...راستس پوشک رو عوض کردید همانجا بزارین 3  ساعت بمونه اتاقها رو تا میتونین بو دار و کثیف کنید تعداد پشه های اتاق رو زیاد کنید و تا میتوانید  بچوسید  بگین  از لوبیای چند روزه پیشه که خوردین  و الان یک ماه میشه که میچوسم ولی هنوز به گزیدن نرسیدم  و بگین خوبه که بو ش  زیاد نیست...

تو یاد ما خاطره ها زنده میمونن شاید که maybe

تو یاد ما خاطره ها زنده میمونن شاید که قسمت هم  همینه خدا میدون هر شب دعا می کردم تو رو تنها ببینم گفتم که ارزومه تو باشی همنشینم اما یه شب که دیدم با  دیگری نشستی  گفتم  تو هم خدایا  دل مرا بشکستی من هم تو رو میدیدم با دیگری نشستی اما چیزی نگفتم شاید که قسمت همینه خدا میدون تو یاد ما خاطره ها زنده میمونن  باز هم شب اومد منتظرت نشستم  من یه عمر  چشم براهتم زود بیا تا کنم غرق گناهت تو از طلوع صبحی توی شعرم  تو از قرار معلوم نشستی توی قلبم برای  عمر  رفته  بیا  تا  فکر  دقایق  باشیم ...........................

دستهای مردونه اش دیگه میل نوازش نداره اون داره از من دور میشه

اون مثل روزگار شده یه روز خوبه یه روز بده  هم خونه من این روزها از من دیگه خسته شده  سرش  تو لاک خودشه انگار نه انگار که منم اون همیشه به فکر اون یکی هست که  میدونم اون کیه همخونه من هم از من میخواد که دور بشه ای دل من ای  دیوونه بزن بریم از این خونه اما همخونه میدونی  عشق تو همه  دارو  ندارمه همخونه من ای خدا از من خیلی خسته شده  کتاب عشق ما هم همه  صفحه هایش خونده شده و بسته شده خونه دیگه  جای غمه  اخه داره  اروم اروم ازم  دور میشه این خونه به این قشنگی  داره  مثل  گور میشه ای دل من ای دیوونه  بزار برم از این خونه میخوام برم اما  دل  نمیزاره  میگه  صبر کن  تحمل کن اون  دست گرم مهربون  با دست من قهره دیگه  چشمهای من  غمگین شدند  قصه  شادی  نمیگه  همخونه من خیال  سازش  نداره  دستهای  مردونه اش  میل  نوازش  نداره بزن بریم ای دل  تمام شدیم باید بریم  یکی  دیگه  یکی  تازه تر  شاید هم یکی  مثل ما از خونه خودش رونده شده  تموم شدیم  وقتی می افتم بیاد اون روزها  بوسه به  لبهاش می زدم شب تا می خوام حرف بزنم اون خودشو به خواب زده هر چند میدونم اون داره به اون فکر میکنه اون کیه میدونم کیه  اما چاره ای نیست  دل اون میخواد....

علی دایی زود فوتبال رو ترک کرد کاش 10سال دیگه هم بازی می کرد

علی دایی زود فوتبال رو ترک کرد کاش 10سال دیگه هم بازی می کرد با اینکه علی  دایی  سالهاست  دیگه  فوتبال  بازی  نمی کنه اما  هنوز هم اقای  گل   فوتبال  اسیا  اقیانوسیه اروپا اوراسیا امریکای  لاتین  و  غیر لاتین اسیا افریقا  اصلا  هر چند تا  کشور در همه  جهان هستی  از روز تولد فوتبال  یعنی از 200 سال گذشته  ختی  دوران  بینانس و باز هم عقبتر از  بیزانس در جهان  اول  هست  یعنی  فوقش  رونالدو هم  بیاد و  علی رو شکست بده  باز هم  تا  قرنها  قرن هسنت  حداقل  دوم هست...فقط  28 سال داشت ترک کرد ختی تا 20  سال هم نیتونست  بازی کنه 

ساعت 2 نیمه شب با صدایی از خواب بیدار شدم صدای جیغ

ساعت 2 نیمه شب با صدایی از خواب بیدار شدم صدای جیغ فوری برق را روشن کردم و به طرف صدا رفتم در روبروی اتاقم اینه بزرگ  قدی هست به اندازه قد ادمها وقتی نگاه کردم دیدم  خودم را در اینه  نمی بینم وحشت کردم به خودم دست زدم  دیدم هستم برگشتم به دورو بر خودم  نگاه کردم  دیدم  همه چیز هست دست خودم رو گاز گرفتم دردم اومد گفتم حالا چیکار کنم  نیمه شب هم هست  برم بیرون  ببینم  منو کسی  می بینه یا نمیبینه هراسان رفتم بیرون دیدم  خوبه  تاکسی تلفنی  نزدیک خونه ما  باز هست رفتم  جلو سلام کردم و منتظر موندم تا جواب سلام رو بده دیدم نمیده گفتم اقا صدای منو نمیشنوی گفت میشنوم امری فرمایشی دارین بگین گفتم اخه سلام گفتم جواب ندادین دیدم هیچی  نمیگه اون هم هر چی می گفت  نصف رو می شنیدم  نصف رو نمیشنیدم من نیمه  نامریی و تمام مریی و هم بودم هم نبودم شده بودم تا اینکه  شنیدم  میگه  تو چه  جوری  همین الان اینجا بودی  دیگه  نبودی  اما دوباره هستی چرا  صدای تو  کامل نیست قطع و وصل میشه ماجرا رو به اون گفتم اومد خونه گفت اینه کجاست گفتم روبرو رفت جلو گفت نمی بینم من اینجا یک  درخت میبینم  و یک ابشار و یک کوه گفتم اوه تو که  از من بیشتر  قطع و  وصلی داری گفت یه صدایی میشنوم  صدای  جیغ تو هم میشنوی گفتم اره در رو باز کردم دیدم هزار تا گربه  پریدن روی ما با جیغ و فریاد که از خواب بیدار شدم  بختک بود پس من بیدار نشده بودم  فکر میکردم بیدارم  رفتم جلوی اینه  دیدم همه چیز  طبیعه  احتمالا....