کشف داروی دوستی و محبت داروی عشق و ارام بودن یک زمانی بود که پرفسوری مشهور به نام هاوکینگیز دوست داشت دارویی کشف کنه تا همه خصومتها و دشمنی ها تبدیل به دوستی بشه به خاطر همین سرم و دارو رو کشف کرد و اول واکسن خودش را بر روی حیواناتی که با هم میجنگیدند ازمایش کرد وقتی درست کرد به یکنفر نیاز داشت تا به اون کمک کنه به مولر گفت بیا پیشم مولر گفت نصف شب هست الان بیام یا فردا گفت الان چون باید تو اولین نفری باشی که واکسن محبت و دوستی رو میبینی کارلوس هم نوکرش بود که برای پرفسور قهوه درست می کرد و اتاقها را تمیز می کرد تاثیر سروم بر روی ادمهای شرور مثبت بود و از انها ادم بسیار خوب و با ادب و با محبت درست کرد و کم کم همه ادمهای زمین استفاده کردند و جهان پر از عشق و صفا و محبت شدند این داستان واقعی نیست و علمی تخیلیست...
بکش به زنجیرم اسیر تقدیدم فنا پذیرم قسم به تو که عشق ما یه عشق بی زبونه چو عشق ما به هم رسد طلوع یک ستاره هست تو زندگی برای ما تولدی دیگری هست همیشه غمگینم غم تو در سینه ام بیا به بالینم نزار تنها بمیرم ای یار من ساحلم تو دریا لبریزم از ارزوی رسیدن به ساحل دنیا جه زیباست وقتی به هم برسیم حتی در دنیاهای دیگه حتی در خواب و رویا پر از عشق و لذت با هم بودن ای یار من میخوامت دوستت دارم دلم میخواد بغلت کنم ببوسمت و عشق بریزم به همه وجود تو دنیای من و تو یک فصل داره ان هم بهاره بیا به بالینم نزار اینجا بمیرم ................................
عمر انسان نامحدود می شود داروی ضد مرگ علمی تخیلی اکنون در قرن 23 هستیم و عمر انسانها از 100 سال به 300 و 500 و 800 سال رسیده است سال سال 300 سال هر سال میگیم دریغ از پارسال در بسیاری از فروشگاه ها عمر فروخته می شود هر یک سال قیمت ان هست 1 میلیارد تومان و هر 10 سال 10 میلیارد تومان انسان در قرن 24 یعنی 100 سال دیگر وقتی دنیا میاد و به 100 سالگی میرسه برای اینکه زنده بمونه موفق به کشف عجیبی می شود و از سال دیگه سن بالا نمیره و به پایین میاد و از حالت پیری به میانسالی سپس به جوانی و بعدش کودکی و وقتی 10 ساله شد دوباره به سمت نوجوانی میانسالی و پیری این حالت تا 5 هزار سال نوری ادامه داره که در اخر چون نمیمیره دق می کنه میمیره چون از عمر زیاد 10 میلیارد سال نوری خسته شده و میلیاردها سال هی جوان شد هی پیر شد قابل خوردن شیر شد...