فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

فروش بادام زمینی گیلان

بادام زمینی را از گیلان خریداری کنید سوغاتی گیلان -فروش بادام زمینی

کشف داروی دوستی و محبت داروی عشق و ارام بودن اون واکسن

کشف داروی دوستی و محبت داروی عشق و ارام بودن یک زمانی بود که  پرفسوری  مشهور به نام هاوکینگیز دوست داشت  دارویی کشف کنه  تا  همه  خصومتها و دشمنی  ها  تبدیل به  دوستی بشه  به خاطر همین  سرم  و دارو رو کشف کرد و اول  واکسن خودش را بر روی  حیواناتی که  با  هم  میجنگیدند ازمایش کرد وقتی درست کرد به یکنفر نیاز داشت تا به اون  کمک کنه به  مولر گفت  بیا  پیشم  مولر گفت  نصف شب هست الان بیام یا فردا گفت الان چون باید تو اولین  نفری باشی که واکسن  محبت و دوستی رو میبینی کارلوس هم نوکرش بود که برای  پرفسور  قهوه  درست می کرد و اتاقها را تمیز می کرد تاثیر سروم بر روی ادمهای  شرور مثبت بود و از انها  ادم  بسیار  خوب و با  ادب  و با  محبت درست کرد و کم کم همه  ادمهای  زمین استفاده کردند و جهان پر از عشق و صفا و محبت شدند این داستان واقعی نیست و علمی تخیلیست...

صاعقه شدید رعدو برق به بشقاب پرنده خورد و در بالای کوه وارا سقوط کرد

صاعقه شدید رعدو برق به بشقاب پرنده خورد و در بالای کوه وارا سقوط کرد موجودات فضایی که چاره ای به جز فرود امدن نداشتند فرود امدند و 1000 نفر از الین های ابی رنگ با صاعقه  جنگ  کردند انها تاکنون  رعدو برق  که در زمین اتفاق می افتاد  ندیده بودند و برای  اولین بار بود که رعدو برق  دیدند در همان زمان گردباد  بزرگی به اندازه  نصف کره زمین شروع به  رقصیدن کرد و هر جه که در روی کره زمین بود از ریشه کند و با خود به  سیاره مریخ  پرتاپ کرد هوا و اسمان به شکل  قرمز درامد و سیاره مریخ هم در امان نماند و اسیر  گردباد بزرگ شد  موجودات فضایی هم با  گردباد جنگیدند و هم با  رعدو برق و همه انها در این جنگ که در بشقاب پرنده بودند مردند و همراه با  بشقاب ها و قاشقها به اقیانوس ریختند این اتفاق در قرن 24 افتاد و ما هم اکنون در قرن 25 هستیم علمی تخیلی....

کوه به کوه نمیرسه لاس وگاس 2 سوی عشق در انتظار شب در خیابان ..

 عشقی که  توی  قلبها بمونه  اما  پیدا  نمیشه هر کسی  به  شوق  عشقی  صبح از خواب بیدار میشه  اما اونی که  همیشه  بمونه  پیدا  نمیشه  خدای  اسمونها خدای  کهکشانها چرا لاسوگاس؟  همین یاهو یا همین گوگل یه جورایی اسمشون حالت ایرانی داره مثلا ما میگیم این همه  لاس نزن با من یا میگیم یا هو یا هو یاهو و گوگل هم  گوگلش یه جورایی گوگولی مگولی خودمونه یکی از دور منو صدا میزد من تنها  در این خیابان  دور از همه کس  دور از همه چیز رفتم به  سوی صدا نزدیک شدم دیدم یکی دستشو  گذاشت  روی  دوشم  دیدم خیلی اشناست خوب که  نگاه کردم  نزدیک بود از خوشحالی پرواز کنم اون همونی بود که سالها پیش از دست  داده بودم  حالا اون در این شهر غریب و ناشنا  پیش من بود کوه به کوه نمیرسه ادم به ادم میرسه همینه اون عشق  گمشده ام بود منو دید  پس از سالها  شناخت با هم  رفتیم هتل  اسم هتل  هتل زندگی بود ما با هم رفتیم داخل هتل  2  عشق 2 پرنده 2 نفس 2 همدم به هم رسیدیم و ....

وقتی ما به هم برسیم تولدی دوباره هست مثل طلوع یک ستاره

بکش به زنجیرم اسیر تقدیدم فنا پذیرم قسم به تو که عشق ما یه عشق بی زبونه چو عشق ما به هم رسد  طلوع یک  ستاره هست تو زندگی برای  ما  تولدی  دیگری  هست  همیشه  غمگینم غم تو در سینه ام  بیا  به  بالینم نزار تنها  بمیرم ای یار من ساحلم تو دریا  لبریزم  از ارزوی  رسیدن  به  ساحل  دنیا  جه  زیباست  وقتی  به هم برسیم  حتی  در  دنیاهای دیگه  حتی در خواب  و  رویا پر از عشق  و لذت  با هم بودن ای  یار  من میخوامت دوستت دارم  دلم میخواد  بغلت کنم ببوسمت و عشق  بریزم  به همه  وجود تو دنیای من و تو یک  فصل  داره ان هم  بهاره بیا  به بالینم  نزار اینجا بمیرم ................................

عمر انسان نامحدود می شود داروی ضد مرگ علمی تخیلی

عمر انسان نامحدود می شود داروی ضد مرگ علمی تخیلی اکنون در قرن 23 هستیم و عمر انسانها از 100 سال به 300 و 500 و 800 سال  رسیده است سال سال 300 سال هر سال میگیم دریغ از پارسال در بسیاری از فروشگاه ها عمر  فروخته می شود هر یک سال قیمت ان هست 1 میلیارد تومان و هر 10 سال 10 میلیارد تومان انسان در قرن 24  یعنی  100 سال  دیگر  وقتی دنیا  میاد و به 100 سالگی میرسه  برای  اینکه  زنده  بمونه موفق به کشف عجیبی می شود و از سال دیگه سن بالا نمیره و به پایین میاد و از حالت پیری به میانسالی  سپس به جوانی و بعدش  کودکی و وقتی 10 ساله شد  دوباره به  سمت نوجوانی  میانسالی و پیری این حالت تا 5 هزار سال  نوری  ادامه  داره  که  در اخر  چون  نمیمیره  دق  می کنه میمیره چون  از  عمر زیاد  10 میلیارد سال  نوری  خسته شده و میلیاردها سال هی جوان شد هی پیر شد  قابل خوردن شیر شد...